در بسیاری از جوامع، هنوز دیدگاههای نادرست و تبعیضآمیز نسبت به اختلالات روانی ریشهدار است. این نگاه منفی، که به آن استیگما یا انگ اجتماعی گفته میشود، در میان سالمندان بیشتر از سایر گروههای سنی نمود دارد. استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان مسئلهای مهم و تاثیرگذار است که نهتنها بر سلامت روانی سالمندان تاثیر میگذارد، بلکه دسترسی آنان به خدمات درمانی، حمایت اجتماعی و کیفیت زندگی را نیز بهطور قابل توجهی محدود میکند. در این مقاله به بررسی ابعاد مختلف استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان، علل شکلگیری آن، پیامدهای آن، و راهکارهایی برای مقابله با این پدیده میپردازیم (اگربه این موارد علاقه دارید، می توانید مقاله کنترل افکار منفی در میانسالی را مطالعه کنید).
فهرست مطالب
- 1 تعریف استیگما و اهمیت آن
- 2 دلایل شکلگیری استیگما در سالمندان
- 3 پیامدهای استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان
- 4 نمونههایی از استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان
- 5 تفاوت استیگما در سالمندان با سایر گروههای سنی
- 6 راهکارهای کاهش استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان
- 7 نقش سیاستگذاران و نظام سلامت
تعریف استیگما و اهمیت آن

استیگما به معنای برچسب منفی، شرمآور یا تحقیرآمیز است که به افراد مبتلا به شرایط خاص، بهویژه بیماریهای روانی، نسبت داده میشود. این پدیده میتواند به دو صورت ظاهر شود:
- استیگمای اجتماعی: واکنش منفی جامعه به فرد مبتلا، مانند طرد، تمسخر یا تبعیض.
- استیگمای درونیشده (خودانگاری): زمانی که فرد بیمار این دیدگاه منفی را پذیرفته و دچار احساس شرم، ضعف یا ناتوانی میشود.
استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان بهشدت در سلامت روان و جسم این گروه تاثیرگذار است، چراکه سالمندان معمولاً از قبل با چالشهایی مانند انزوا، افت عملکرد جسمی، و وابستگی روبهرو هستند.
دلایل شکلگیری استیگما در سالمندان
این موارد به شرح زیر هستند (اگر به این موارد علاقه دارید، می توانید مقاله آغاز دوباره در میانسالی را مطالعه کنید).
فرهنگ و باورهای سنتی
در بسیاری از فرهنگها، بیماری روانی با صفاتی مانند دیوانگی، ضعف شخصیت یا بیایمانی مرتبط دانسته میشود. استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان ریشه در این باورهای کهنه دارد که روانپریشی را ننگ اجتماعی تلقی میکند.
آموزش ناکافی
کمبود آگاهی عمومی درباره سلامت روان، علائم بیماریهای روانی و درمانهای موجود باعث میشود سالمندان و خانوادههایشان نتوانند اختلالات روانی را بهدرستی بشناسند یا بپذیرند.
تجربههای گذشته
در گذشته، مراجعه به روانپزشک یا روانشناس نوعی تابو محسوب میشد. سالمندانی که در چنین فضایی رشد یافتهاند، هنوز هم ممکن است از پذیرش بیماری روانی خودداری کنند. این موضوع باعث تشدید استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان میشود.

پیامدهای استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان
یکی از مهمترین نتایج استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان، امتناع فرد از پذیرش بیماری یا پیگیری درمان است. بسیاری از سالمندان از ترس قضاوت دیگران یا احساس شرم، از مراجعه به روانپزشک یا مشاور پرهیز میکنند:
- تشدید علائم روانی: عدم درمان بهموقع منجر به تشدید اختلالاتی مانند افسردگی، اضطراب، هذیان یا وسواس میشود. گاهی علائم بیماری روانی به علائم جسمی تبدیل میشوند و پزشکان ممکن است دچار خطای تشخیص شوند.
- انزوای اجتماعی: استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان میتواند منجر به انزوا، قطع روابط اجتماعی، و حتی طرد شدن از سوی خانواده یا مراقبین شود. این امر خطر بروز اختلالات بیشتر را افزایش میدهد.
- کاهش عزت نفس: سالمندانی که به دلیل بیماری روانی مورد سرزنش یا تمسخر قرار میگیرند، دچار کاهش شدید عزت نفس میشوند. در نتیجه، کیفیت زندگی آنها کاهش یافته و احتمال ابتلا به افکار خودکشی افزایش مییابد.
نمونههایی از استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان
در برخی از خانوادهها مشاهده میشود که اگر سالمندی دچار افسردگی یا اضطراب باشد، اعضای خانواده آن را نادیده میگیرند یا با جملاتی چون «سنش بالاست، طبیعیه»، «بیش از حد حساسه» یا «نوازشش کم شده» توجیه میکنند. این دیدگاهها نمونههایی روشن از استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان هستند که مانع از کمکرسانی صحیح میشوند.
همچنین در برخی مراکز نگهداری سالمندان، مشاهده شده که رفتارهای فرد مبتلا به اختلال روانی با تحقیر یا بیتوجهی مواجه میشود، در حالی که میتوان با آموزش کادر درمانی و مراقبین، رفتار حمایتیتری ارائه کرد.
تفاوت استیگما در سالمندان با سایر گروههای سنی

استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان تفاوتهایی با استیگما در سایر گروههای سنی دارد:
- شدت بیشتر: به دلیل باورهای قدیمیتر و ریشهدار
- مقاومت بیشتر به درمان: سالمندان بیشتر از جوانان تمایل دارند بیماری روانی را انکار کنند
- حساسیت بیشتر به نظر اطرافیان: در سنین بالا، قضاوت اجتماعی تاثیر روانی عمیقتری دارد
- تاثیر بر درمان سایر بیماریها: سالمندان مبتلا به بیماری روانی ممکن است در درمان بیماریهای جسمی نیز همکاری نکنند
راهکارهای کاهش استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان
این موارد به شرح زیر هستند:
- آموزش و آگاهسازی یکی از موثرترین راهها برای کاهش استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان، آموزش عمومی درباره سلامت روان است. برگزاری جلسات آگاهسازی در مراکز بهداشت، خانههای سالمندان و رسانهها میتواند دیدگاههای منفی را تغییر دهد.
- توانمندسازی سالمندان تشویق سالمندان به صحبت درباره مشکلات روانی، حضور در گروههای حمایتی و دریافت مشاوره از متخصصین، موجب افزایش اعتماد به نفس و کاهش استیگما درونی میشود
- حمایت خانواده و مراقبین خانوادهها باید نقش فعال در پذیرش و حمایت روانی سالمند ایفا کنند. حضور عاطفی، گوش دادن بدون قضاوت و تشویق به درمان از اقدامات کلیدی است.
- تغییر نگرش جامعه پزشکی پزشکان عمومی و متخصصان باید آموزش ببینند که اختلالات روانی در سالمندان را جدی بگیرند و با نگاهی غیرقضاوتی با بیماران برخورد کنند.
- استفاده از تجربهنگاری سالمندانی که با موفقیت از درمان روانی استفاده کردهاند، میتوانند تجربههای خود را در رسانهها یا گروههای حمایتی بیان کنند تا دیگران بدانند که درمان موثر است و بیماری روانی ننگ نیست.
نقش سیاستگذاران و نظام سلامت
کاهش استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان نیازمند حمایت ساختاری از سوی دولت و نظام سلامت است. این حمایتها شامل:
- ایجاد مراکز مشاوره روانی ویژه سالمندان
- ادغام خدمات رواندرمانی در مراقبتهای اولیه
- پوشش بیمهای درمانهای روانشناختی
- طراحی برنامههای جامع سلامت روان سالمندان
سخن پایانی
استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان یکی از مهمترین موانع در مسیر سلامت روانی این قشر از جامعه است. این پدیده نهتنها مانع دریافت کمک و درمان میشود، بلکه میتواند منجر به انزوا، افسردگی و افت شدید کیفیت زندگی شود. برای غلبه بر این مشکل، نیاز به همکاری همگانی بین خانواده، جامعه، متخصصان بهداشت روان، رسانهها و سیاستگذاران داریم. با ارتقاء آگاهی، آموزش و ایجاد فضای باز برای گفتوگو درباره سلامت روان، میتوانیم به تدریج استیگما در مورد بیماری روانی در سالمندان را کاهش داده و به سالمندی سالم، محترمانه و باکیفیت نزدیکتر شویم.














ارسال پاسخ
نمایش دیدگاه ها